أحمد بن أعثم الكوفي ( مترجم : مستوفى )
177
الفتوح ( فارسي )
( 1 ) چون اين كلمات بگفت كلمهء شهادت بر زفان راند و وفات نمود - رحمة اللّه عليه . او را در همان ولايت دفن كردند و مدفن او در اردن است از ولايات شام . ( 189 ) بعد از آن معاذ بن جبل به ترتيب مصالح مسلمانان روى آورد و خطبهاى بگفت در حمد و ثناى حقّ تعالى و منقبت محمّد مصطفى ( ص ) پس ، گفت : اى مسلمانان ، توبه كنيد از گناهان و به خداى سبحانه باز گرديد كه هر بنده كه از دنيا برود و از گناهان توبه ناكرده باشد ، خداى تعالى او را نيامرزد مگر رحمت او را دريابد و هر كس كه در گردن وا مىدارد بايد كه بگزارد كه بر زندگانى اعتماد نيست . هر كس كه زفان از برادر مسلمان باز گرفته است و از او فرابريده ؛ بايد كه صلح كند و به دو پيوندد كه مصطفى ( ص ) فرموده ، نشايد وراى از سه روز ، زفان از برادر مسلمان باز گيرند و به دو سخن نكنند ؛ و امروز ما را مصيبتى رسيده است به وفات مردى كه نمىدانم هيچ كس را از او نيكو اعتقادتر و قوىحالتر ، از مكر و غايله دور تر و مسلمانان را نيكخواهتر . خداى سبحانه بر أبو عبيده رحمت كناد ، تا مرا زندگانى باشد بر او ثنا خواهم گفت و هر ثنايى كه بر او بگويم باطل نخواهد بود و در آن اثنا از خداى تعالى ثواب او طمع خواهم داشت كه او مردى بود از جمله رحيمدلان و متواضعان . يتيمان را نيكو داشتى و درويشان را عطا دادى و با خلق خداى به رفق و مدارا زندگانى كردى . عمرو عاص با يكى از مسلمانان كه در پهلوى او نشسته بود گفت : چون أبو عبيده معاذ را نايب خويش گردانيد از او راضى است و به نيابت خوشدل . از آن جهت بر أبو عبيده ثنا گويد . اين خبر به معاذ رسانيدند كه عمرو عاص در حق تو چنين مىگويد . معاذ عمرو را بخواند و او را گفت : تو چنين مىگويى و اين سخن چرا مىبايد گفت ؟ اگر اين سخن راست گفتى ، خداى مرا بدين بيمارى كه أبو عبيده داشت بميراند و شهيد گرداند كه رسول ( ص ) فرموده است هر كس كه از و با بميرد شهيد باشد ( 190 ) ، و اگر دروغ مىگويى تو را هم بدان بيمارى كه أبو عبيده داشت گرفتار كناد و باقى نگذارد . تو [ 64 الف ] اى عمرو عاص ، در اين روزگار امارت را عظيم دوست دارى ؛ باشد كه بدان رسى و امارت بيابى . [ 171 ]
--> [ ( 171 ) ] س : « تو چنين . . . بيابى » حذف شده است .